Expand your vocabulary to explore the depth of Asian traditions, festivals, and daily life. Engage in meaningful discussions about culture and lifestyle, connecting with diverse communities to enrich your understanding and fluency. Perfect for advanced learners seeking to deepen their language skills.
Stories
جشنواره بهار خانواده
Persian
امسال جشنواره بهار بود و خانوادهها در حال برگزاری مراسم سنتی بودند. مادربزرگم چای را در گیلاسهای قرمز ریخت و به مهمانان داد. جوانان رقص اژدهای قرمز را اجرا میکردند، در حالی که کودکان گلهای بهاری جمع میکردند. پدربزرگم گفت: "کاش شما هم این رسوم را رعایت میکردید." من فکر کردم، اگر والدینم اینقدر سختگیر نبودند، شاید ما هم در این دورهمی شرکت میکردیم. برخی از بستگان هنوز نرسیده بودند. آیا آنها دعوت را دریافت نکرده بودند؟ مادربزرگتان همیشه میزبان بود، اما امسال حالش خوب نبود. مهمانانش تعطیلات را طولانیتر کرده بودند. اگر مراسم زودتر تمام میشد، شاید ما هم میماندیم. ولی آنها هیچ اهمیتی نمیدادند.
تمرین خوشنویسی و ذن
Persian
کاش دانشآموزان ما منظمتر بودند. امسال در کلاس هنرهای سنتی، آنها باید خوشنویسی را بهتر یاد میگرفتند. اگر یک ماه دیگر تمرین میکردند، حتماً در جشنواره تحسین میشدند. من از آنها پرسیدم: "آیا تا به حال کیمونوی زیبا پوشیدهاید؟" بعضی گفتند نه، اما شاید اگر در مراسم گذشته شرکت کرده بودند، هانبوک یا کیمونو میپوشیدند. در پایان فصل، نمایشگاهی داشتیم. گلهای گیلاس در باغ ریزش کرده بودند و فضایی آرامتر بود. من به آنها گفتم: "اگر ذن تمرین میکردید، حالا میتوانستید این هنر را درک کنید." آنها سر تکان دادند اما میدانستم که فراموش نخواهند کرد.
دیر رسیدیم به جشنواره
Persian
کاش زودتر به جشنواره آسیا رسیده بودیم. مهمانان زیادی آنجا بودند، گردشگران و خانوادهها با کودکانشان. غروب بود و فانوسهای معبد بودایی روشن شده بودند. ما قبل از رسیدن، کلوچههای سنتی تهیه کرده بودیم تا به مهمانان بدهیم. یکی از آنها پرسید: "آیا شما هم در مراسم شرکت کردهاید؟" ما گفتیم: "بله، اما دیر رسیدیم." اگر زودتر حرکت کرده بودیم، حتماً میتوانستیم سوشی و نودل را هم بچشیم. حالا فقط کلوچه و چوبهای عود باقی مانده بود. مهمانی شام شروع شد و آنها از ما خواستند فال بخوانیم. ما ترجیح دادیم به جای خواندن فال، از غذاخوری بازدید کنیم. شاید اگر زودتر میآمدیم، اتفاق بهتری میافتاد.
Sample flashcards 20
the lunar new year→سال نوی قمری
to celebrate the lunar new year→جشن گرفتن سال نوی قمری
We celebrate the Lunar New Year with family gatherings.→ما سال نوی قمری را با دورهمی های خانوادگی جشن می گیریم.
the dragon dance→رقص اژدها
Have you ever seen a dragon dance during the festival?→آیا تا به حال رقص اژدها را در جشنواره دیدهاید؟
They didn't attend the dragon dance performance last year.→آنها سال گذشته در اجرای رقص اژدها شرکت نکردند.
the red envelopes→پاکت های قرمز
to give red envelopes→دادن پاکت های قرمز
Parents usually give red envelopes to children during the Lunar New Year.→والدین معمولاً در سال نوی قمری به کودکان پاکت های قرمز میدهند.
Did your grandparents give you red envelopes this year?→آیا پدربزرگ و مادربزرگتان امسال به شما پاکت های قرمز دادند؟
She didn't receive any red envelopes this time.→او این بار هیچ پاکت قرمزی دریافت نکرد.
the spring festival→جشنواره بهار
If only the Spring Festival were longer.→کاش جشنواره بهار طولانیتر بود.
I wish the Spring Festival hadn't ended so quickly.→کاش جشنواره بهار اینقدر زود تمام نمیشد.
the traditional customs→آداب و رسوم سنتی
to follow traditional customs→پیروی از آداب و رسوم سنتی
Many families still follow traditional customs during holidays.→بسیاری از خانوادهها هنوز در تعطیلات از آداب و رسوم سنتی پیروی میکنند.
Do your relatives follow these customs?→آیا بستگان شما این رسوم را رعایت میکنند؟
Some young people don't follow these customs anymore.→برخی از جوانان دیگر این رسوم را رعایت نمیکنند.
the tea ceremony→مراسم چای
A sample of the collection — the full set lives in the app.
Learn this topic in Taalhammer
Spaced repetition, pronunciation and audio — in the app.