Wzbogać swoje słownictwo do otwartego świata Minecrafta! Naucz się terminów związanych z kopaniem, tworzeniem i budowaniem, aby wyrazić swoją kreatywność i z pewnością rozmawiać o grach i technologii jako hobby. Idealne dla średnio zaawansowanych miłośników gier, którzy uwielbiają grać i rozmawiać o grach.
Opowiadania
کاوش در غار تاریک
perski
صبح بود و من در غار تاریک ایستاده بودم. چندین هفته بود که در این دنیای جدید کاوش میکردم. قبلاً پناهگاههایی از چوب ساخته بودم، اما حالا میخواستم یک قلعه از سنگ بسازم. کلنگ را زدم و شروع به استخراج آهن کردم. ناگهان صدای خزندهها را شنیدم. باید از آنها اجتناب میکردم! نزدیک پورتال بودم که ناگهان اژدهای اندر ظاهر شد. دوستم گفت: "مراقب باش! اگر الماس پیدا کردهاید، ممکن است سلاح بهتری بسازد." من آهن را جمعآوری کردم و به سرعت پناهگاه را فعالسازی کردم. خوشبختانه، خزندهها منفجر نشدند. حالا وقت آن بود که قلعهام را کامل کنم.
حفاری در ماینکرفت
perski
دیروز در ماینکرفت مشغول حفر تونل بودم که باران شروع شد. من از کلنگ آهنی استفاده میکردم چون ابزارهایم را قبلاً گم کردهام. روستاییان گفتند که آنها همیشه تونلها را به صورت دستی حفر میکردند. آیا شما هم این کار را کردهاید؟ من میتوانم با ابزارهای جدید پروژههای بهتری شروع کنم. در گذشته ما اینقدر منابع نداشتیم و نمیکردیم از رِدستون استفاده کنیم. حالا میتوانیم مدارهای پیچیده ایجاد کنیم. دوستم گفت ممکن است الماس پیدا کنم اگر به حفاری ادامه دهم. بعداً میز کارم را ساخت و شمشیر جدیدی برایم ایجاد کرد. لذت بازی وقتی است که با دوستان تجارت میکنی.
ماجرای الماس و اسکلتها
perski
روزی در یک روستایی کوچک، من و دوستم بلیز مشغول بازی ماینکرفت بودیم. ما قبلاً یک معدن سنگ پیدا کرده بودیم و شروع به استخراج الماس کردیم. بلیز گفت: "اگر زامبیها حمله کنند، باید از شمشیر اِنچنت شده استفاده کنیم." من داشتم سنگمعدن را ذخیرهسازی میکردم که ناگهان چند اسکلت با تیر به سمت ما حمله کردند. ما سعی کردیم از حمله آنها اجتناب کنیم اما یکی از تیرها به من خورد. بلیز فریاد زد: "آیا خوابیدهاید؟ زود باشید!" من سریع یک معجون درست کردم و خوردم. سپس با شمشیر به سمت اسکلتها رفتم و آنها را شکست دادم. بعد از این ماجرا، ما تمام اقلام را در صندوقها قرار دادیم. بلیز پرسید: "آیا شما هم وقتی زامبیها حمله میکردند، میترسیدید؟" من گفتم: "بله، اما حالا که زره داریم، دیگر آنها نمیتوانند ما را بترسانند." سپس ما به خانه برگشتیم و بعد از یک روز طولانی، روی تخت خوابیدیم.
Przykładowe fiszki 20
wydobywać diamenty→استخراج الماس
Czy już wydobywałeś diamenty?→آیا تا به حال الماس استخراج کردهاید؟
Ona nie wydobywała diamentów od zeszłego tygodnia.→او از هفته گذشته الماس استخراج نکرده است.
wykonać kilof→ساخت کلنگ
On może wykonać kilof, jeśli znajdzie wystarczająco żelaza.→ممکن است اگر آهن کافی پیدا کند کلنگ بسازد.
Kilof został wykonany przez nią.→کلنگ توسط او ساخته شد.
zbudować schronienie→ساخت پناهگاه
Kiedyś budowaliśmy schronienia z drewna.→ما قبلاً پناهگاههایی از چوب میساختیم.
Czy oni kiedyś budowali schronienia z kamienia?→آیا آنها قبلاً پناهگاههایی از سنگ میساختند؟
kreeper→خزنده
Kreeper wybuchł w pobliżu mojego schronienia.→یک خزنده نزدیک پناهگاه من منفجر شد.
unikać kreeperów→اجتناب از خزندهها
Mimo ostrożności, on nie uniknął kreepera.→با وجود مراقبت، او از خزنده اجتناب نکرد.
eksplorować jaskinie→کاوش در غارها
Czy już eksplorowałeś jaskinie?→آیا تا به حال غارها را کاوش کردهاید؟
Ona już zbadała kilka jaskiń.→او قبلاً چندین غار را کاوش کرده است.
portal do netheru→پورتال ندر
aktywować portal do netheru→فعالسازی پورتال ندر
Aktywowali portal do netheru, gdy pojawił się ghast.→آنها داشتند پورتال ندر را فعال میکردند که غست ظاهر شد.
Czy aktywowałeś portal do netheru, gdy cię zadzwoniłem?→آیا وقتی به تو زنگ زدم داشتی پورتال ندر را فعال میکردی؟
Poniżej fragment kolekcji — całość jest w aplikacji.
Ucz się tego tematu w Taalhammer
Powtórki rozłożone w czasie, wymowa i lektor — w aplikacji.